جعفر حميدى

48

تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )

پيدايش 29 : 35 و چون مادرش هنگام ولادت طفل ، نهايت شكرگزارى را داشت به اين جهت اسم يهودا ، بر او گذاردند . اين همان يهودا است كه رأى داد تا يوسف را بفروشند و به اين رأى ، او را از مرگ رهايى داد . 4 - لاوى ( نزديك ) سومين پسر يعقوب است از ليئه و علت ناميده شدنش به اين اسم ، اين بود ، كه گفت : الان شوهرم با من قرين خواهد شد . لاوى و برادرش شمعون انتقام خواهر خود ، دينه را كشيدند . لاوى سه پسر داشت به نامهاى جرشون ، قهات و مرارى . وى در مصر در حالتى كه 137 سال از عمرش مىگذشت بدرود زندگى گفت . 5 - نفتالى ( دو كشتىگيرى ) و نفتاليم نيز نوشته شود . مت 4 : 15 . پسر يعقوب است از بلهه ، كنيز راحيل ( سفر پيدايش 30 : 8 ) . 6 - جاد ( نيكو خوش طالع ) پسر يعقوب و جد يكى از اسباط دوازده‌گانه بنى اسرائيل كه در جلعاد ساكن شدند اول پسر هفتمين و بزرگترين اولاد زلفه كه كنيز ليئه زوجهء يعقوب بود . 7 - دينه ( انتقام يافته ) ، دختر يعقوب از زوجهء اوليئه . چون از فدان آرام به عزم ديار كنعان مسافرت اختيار كرد ، به ساليم كه ، يكى از شهرهاى شكيم بود درآمد . جهت تفريح به شهر رفت پس شكيم بن حمور كه والى شهر بود وى را ديد و فريفته‌اش شد و به او نزديكى كرد . او خواست تا دينه را به حبالهء نكاح خود درآورد اما ، برادران دينه به مخالفت برخاستند و عاقبت شرط كردند اگر تمامى افراد ذكور شهر مختون گردند و به رسوم و آيين عبرانيان درآيند ، خواهر خود را به دو تزويج خواهند كرد . پس حمور و شكيم ، بدين شرط تن در دادند خود و تمامى اهل شهر ، مختون گرديدند . چون شمعون و لاوى و ديگر برادران دينه دانستند كه ، اهالى شهر بر اثر ختنه ، دردناك‌اند و محاربه و مدافعه نتوانند نمود ، بر شهر هجوم‌آور شده ، حمور و شكيم را از دم شمشير گذرانيدند ، و زن و بچهء شهر را اسير كردند ؛ اما يعقوب ازين عمل سخت دلگران شد . ايشان را ملامت همى كرد ، اما ايشان جز بىعصمت نمودن خواهر خود دست‌آويزى براى كشتار ناهنجار خود نداشتند ( پيدايش 34 : 31 ) . 8 - زبولون ( منزل ) ششمين پسر يعقوب و ليئه در ميان اسباط بنى اسرائيل وى مقامى بس و الا و با اهميت داشت قبيله او در شمال فلسطين ساكن شدند .